احترام سلام دوستان عزيز از اينكه نقدي داشته

احترام سلام دوستان عزيز از اينكه نقدي داشته

 احترام  سلام دوستان عزيز از اينكه نقدي داشته
احترام سلام دوستان عزيز از اينكه نقدي داشته

احترام سلام دوستان عزيز از اينكه نقدي داشته باشيم ولي با ادبيات محترم ،حتما تاثير بهتري خواهد داشت ، كه البته خيلي از شما عزيزان حتي بهتر از ادبيات شخصي من مينويسين و من ياد ميگيرم .
در مورد مجموعه خانگي عشق تعطيل نيست ، بي شك من خيلي زياد وسواس و حساسيت داشته ام و اميدوارم در ادامه بهتر و بهتر شود ، در مورد شباهت به سريال فرندز ، متاسفانه من اين سريال را نديده ام و اميدوارم كه اگر شبيه شده ، در ادامه راه و مسير، قصه جاي خود را پيدا كند . تمام تلاش اين بوده براي اواين تجربه در شبكه خانگي ، كيفيت كار در همه جهات خوب باشد ، اما در نهايت وظيفه يك بازيگر با همه دقت و وسواس و سخت گيريهاش تا يك حدي در كيفيت خوب كار تاثير دارد ، مسئوليت بيشتر بي شك با كارگردان و گروه تهيه و توليد است .
كمي صبر كنيم من هم چون شما منتظر قسمتهاي ديگر كار هستم و بهتر شدن آن تا بتوانيم كار را ادامه دهيم .
كمي صبر
ممنون 🙏🌹 و درچند پست قبل عرض كرده بودم سريال، متوقف شده . اينطور كه پروژه به ما اعلام كرد ، دلايل آن ، آماده نبودن قصه بطور كامل بوده و تا قسمت ٦ نوشته شده و مهم تر اينكه منتظر نظرات شما عزيزان بعد از ديدن چند قسمت از كار هستند .

و نديدن فرندز براي من دليلش اين بوده كه جايگزينهاي ديگري داشته دوستان . كمي سليقه فردي من در انتخاب سريالها با تعدادي از شما فرق دارد و بي شك حتما فرندز را خواهم ديد . ممنون

يك عزيزي اين شعر از بانو سيمين بهبهاني را

يك عزيزي اين شعر از بانو سيمين بهبهاني را

 يك عزيزي اين شعر از بانو سيمين بهبهاني را
يك عزيزي اين شعر از بانو سيمين بهبهاني را

يك عزيزي اين شعر از بانو سيمين بهبهاني را لطف كردند فرستادند ، دوست داشتم اين شعر زيبا را با شما شريك شوم .البته كامل نيست بخشهايي از آن است .
روحشان متعالي و همه رفتگان قرين رحمت باشند 🙏🌹 دوستان عزيزي اطلاع دادن اين شعر از بانو بهبهاني نيست ، اشتباه من را ببخشيد اگر مال ايشون نيست ، در نهايت بسيار دوستش داشتم و برام معني زيبا و انساني آن مهم بود ، يادي هم شد از بانو بهبهاني و همه رفتگان .
اقاي كيوان هاشمي اين اثر را سروده اند.
ممنون از اطلاعت دقيق و به موقع شما 🙏🌹
و من اين شعر را دوست داشتم لزوما معنيش اين نيست كه بايد دوست داشته بشه و اولويت انسانيت است در هر كجا كه باشد و همه نوشته ها و دغدغه ها لزوما سياسي نيست و ميتوانيم انساني به موضوع نگاه كنيم كه بتوانيم درست رفتار بكنيم و تاثير بهتري در جامعه داشته باشيم .

روزتون بخير عزيزان ممنون از كامنتها و نظرات

روزتون بخير
عزيزان ممنون از كامنتها و نظرات

 روزتون بخير 
عزيزان ممنون از كامنتها و نظرات
روزتون بخير
عزيزان ممنون از كامنتها و نظرات

روزتون بخير
عزيزان ممنون از كامنتها و نظرات ارزشمند تك تك شما . من هميشه اشعار را دوست داشته ام و دغدغه هاي فردي خودم را ازآن برداشت كرده ام ، واقعيت اين است كه هيچوقت براي بيشتر دوست داشته شدن يا دوست نداشته شدن قدمي بر نداشته ام ، چون ميدانستم واقعي نيست و حتي ماندگار هم نيست ، پس آنچه بودم و باور داشته ام را زندگي كردم ، حتي در مسيرم اشتباه حتما بوده كه درس شده براي امروزم و فرداها .
نقدها ، تشويقها ، پرسشها و حتي نگرانيهاي شما برايم خيلي ارزشمند بوده و هست و بيشتر از اين خوشحالم كه من را با عملكرد خودم ميسنجيد نه با ديگري و ديگران .
همه ما دغدغه داريم ، مشكلات داريم ، غم از دست دادن داريم به اندازه داشته و نداشته خودمان با هر تيتري كه در جامعه داريم ، اما چه خوب و زيبا تر بود كه با احترام بيشتري در كنا هم زندگي كنيم با تفاوت نژاد ، فرهنگ و زبان ، مثل همه جاي دنيا ، چرا نميشود ؟ اينروزها همه خشمگين ، عصبي و دنبال تسويه حساب هستيم ، عجولانه قضاوت ميكنيم ، بدون اينكه حتي براي دانستن آنچه بايد بدانيم ، جستجو كنيم ، شنيده هايمان را به هم انتقال ميدهيم ، قضاوت ميكنيم و حكم ميدهيم ، اين شكلي نه به اهدافمان فكر ميكنيم ، نه ارامشي داريم و نه موفق ميشويم ، جز حال بد خود هيچ چيز در بر ندارد . حيف است
و موضوع ديگر ، راستش هيچوقت به خاطر ندارم مادرم درس هاي اخلاق و ايمان را با فرياد در دل ما فرزندانش جا داده باشد ، او تمامي آنچه را كه موظف ميدانست از امامان و انسانهاي بزرگ در تاريخ كه راهنماي اخلاق ، ايمان ، عشق ، انسانيت بودند را به ما آموخت و در دل ما با مهرباني جا داد و ماندگار شد ، پس نه نيازي به ريا دارد و نه ترسي در آن است . اينكه فكر كنيم با فرياد آنهم فريادي كه باعث تخريب شود به هم ايمان و اخلاق و حتي انسانيت را يادآور شويم ، به نظر من تاثير ندارد و ارزش زيبايش كمرنگ ميشود . خوشحالم اينجا فضايي است كه با شما لحظاتم را شريك ميشوم ، آموخته ها و تجربياتم با شما بيشتر ميشود و حس خوب و زيبايي به هم انتقال ميدهيم ، نقد ميكنيم ، تشويق ميكنيم ، و ياد ميگيريم از هم كه ادبيات درستي بكار ببريم .
ببخشيد خيلي زياد شد اما دلنوشته اي بود با شما كه هميشه در پناه خداوند مهربان باشيد و سلامت 🌹 ممنونم كه از سر صبر ميخوانيد 🙏🌹

روزتون بخير شروع هفته خوبي داشته باشيد

روزتون بخير
شروع هفته خوبي داشته باشيد

 روزتون بخير 
شروع هفته خوبي داشته باشيد
روزتون بخير
شروع هفته خوبي داشته باشيد

روزتون بخير
شروع هفته خوبي داشته باشيد عشق و مهرباني در لحظه لحظه زندگي همه ما جريان داشته باشد ، محبت و دوست داشتن در زندگي هامون و در وجود همه ما جايگزين خشم ، حسادت ، نفرت شود . براي همه بهانه هاي زيبا پر عشق باشيد .و روز محبت و دوست داشتن مبارك 🙏🌹 من پري كوچك غمگيني را ميشناسم كه در اقيانوسي مسكن دارد
و دلش را در يك ني لبك چوبين مينوازد آرام ، آرام
پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه مي ميرد و سحرگاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد
( شعر زيباي فروغ فرخزاد )

روزتون بخير جشنواره برلين دختر زيبا

روزتون بخير
جشنواره برلين
دختر زيبا

 روزتون بخير 
جشنواره برلين 
دختر زيبا
روزتون بخير
جشنواره برلين
دختر زيبا

روزتون بخير
جشنواره برلين
دختر زيبا ( هانا )سعيدي خواهر زاده اقاي جعفر پناهي ، جايزه خرس طلايي جشنواره برلين را كه براي فيلم تاكسي اقاي پناهي تقديم شد را دريافت كرد .
تبريك به اقاي پناهي و خانواده بسيار عزيز ايشون و تبريك به سينما ايران و افسوس كه خود اقاي پناهي در آنجا حضور نداشتند . 🙏🌹 پي نوشت : هر فردي ميتواند برداشت شخصي خودش را از هر اتفاق و رخدادي داشته باشد و قرار نيست همه عين هم فكر كنند ، اما اگر بتوانيم بابت هر رخداد كه ميتواند به هر دليل ،باعث خوشحالي شود ، از ان لذت ببريم نه اينكه ايمان و باورمان را به اشتباه بندازيم و باز حسادت ، خشم ، نفرت را در درونمان بياوريم و حال خودمان را بد كنيم . بهتر است عزيزان نظرات شخصي خودتان چه موافق چه مخالف را با ادبيات بهتري بيان كنيد تا ابتدا خودتان ارام و اسوده شويد و بعد تاثير داشته باشد . ممنونم

Repost chiznawebsite مصاحبه وایبری من

Repost chiznawebsite
مصاحبه وایبری من

  Repost  chiznawebsite 
مصاحبه وایبری من
Repost chiznawebsite
مصاحبه وایبری من

#Repost @chiznawebsite
مصاحبه وایبری من با بزرگمهر رادر چیزنا بخوانید
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ادامه پست قبل:

من: دخترت اگه بخواد بازيگر بشه به چه روشي منصرفش مي كني؟
مهناز: همه ي خودمو، خاطراتمو، فيلمهامو براش ميزارم، بعد چند تا پيجم بهش نشون ميدم و كلا منصرف ميشه😀😀😀
من: پس قبول داري كار بيچاره كننده ايه؟
مهناز: خيلي…نبودا، ولي شد
من: تغيرات هورموني بدنت رو مخت نيست؟
مهناز: بيشتر ازمخم رو عضلاتمه كه قفل شده
من: اولين بار كه فهميدي حامله اي مبل اين سريالا حالت تهوع شدي؟
مهناز: هاهاهااااا! اتفاقا يك كاري بودم، اونجا گفتم چه الكي هممون تو فيلما اون مدلي باز باز راه ميرفتيم و دستمونو ميذاشتيم رو كمر ، اصلا اينجوري نبود كه:))) ولي گريه كردم
من: دختر داشتن تو ايران سخته… دختر بودن هم سخت تر. قبول داري؟
مهناز: خب… راستش خيلي سخته اما به سختيش مي ارزه
من: ايده آل ترين آينده اي كه براي دخترت تو ايران تصور مي كني چيه؟
مهناز: راستش دنيايي زيباتر، مهربانتر و انسانتر از امروز
من: دخترت اگه بخواد دوست پسر داشته باشه چي كار مي كني؟
مهناز: اوووووم… سخته. راستش نمي دونم دروغ چرا
من: به خاطر عرف جامعه جواب نمي دي يا خودت ممكنه حس خاصي داشته باشي؟
مهناز: عرف جامعه خيلي بازدارنده من نبوده هيچوقت. به خاطر حس خودم ، ترس، نگراني… وابستگي
من: اگه به روز بياد و بگه من مي خوام با فلاني ازدواج بكنم و نظر تو هم براش مهم نباشه چي كار ميكني؟
مهناز: اگر قانع بشم قبول مي كنم، ولي باز بستگي به اون لحظه داره. شايد چون ازدواج من و ياسين هم تصميم دو نفر ما بوده فقط، بتونم دركش كنم
من: راستي شير دادن يه مادر چه حسي داره؟
مهناز: خيلي حس خوبيه
من: مادر شدنت مبارك…ممنون كه اينهمه كول و راحت بوديi

انسانیت زنده است آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و

انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و

 انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و
انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و

انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و مشغول خواندن اخبار بودم که متوجه شدم کودکی به نام مایلز اسکات که مبتلا به سرطان است، آرزو داشته بتمن باشد و تمام مسئولان و مردم شهر گاتهام(زادگاه بتمن) [لازم به توضیح است شهر گاتهام در این ماجرا برای مایلز اسکات بازسازی شده نه اینکه چنین شهری وجود داشته باشد] دست به دست هم دادند تا او به آرزوی خود برسد. تحت تاثير قرار گرفتم و دوست داشتم اخبار آن را دنبال کنم که متوجه شدم بر روی هشتگ خاصی مردم دنیا از مایلز اسکات حمایت می‌کنند و او را بتمن می‌دانند. من هم توییتر خود را باز کردم و یک توییت کردم
⁦#batkid Please help me!
You are my hero!
که البته مورد توجه مردمانی از کشورهای مختلف قرار گرفت

آن روز گذشت و من با خود به این موضوع فکر می‌کردم که پس آرزوهای کودکان ایرانی چه می‌شود؟ چه کسی آن‌ها را برآورده می‌کند؟
تا اینکه …. کمی پیش‌تر لابه‌لای اخبار خواندم که با همکاری یک انجمن خیریه و نیروی انتظامی اهواز یک کودک ۱۲ساله مبتلا به سرطان به نام عباس عبدالله‌زاده که آرزو داشته پلیس شود به آرزوی خود رسیده است.
عجب خبر خوبی! ما به این اخبار خوب نیاز داریم، ما به حال خوبی که متاثر از شنیدن و خواندن و دیدن این اخبار است نیاز داریم

بیاییم با هم تا آنجا که می‌توانیم و امکان‌پذیر است آرزوهای یکدیگر را برآورده کنیم و آن‌ها را منتشر کنیم.

نترسید که شما را متهم به ریاکاری و شوآف می‌کنند بلکه خوشحال باشید که باعث انتشار عشق هستید

بیاییم هرکدام از ما یک آرزو، آری فقط یک آرزو برآورده کنیم.

جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد باید

جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد
باید

 جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد
باید
جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد
باید

جمعه ها را نمی شود به تنهایی سپری کرد
باید کسی را داشته باشی
تا ساعت های تنهاييه ملال آور را به پایان برسانی
کسی که از جنسِ خودت باشد
نگاهت را بخواند،بغض صدایت را بفهمد
جمعه ها باید کسی را داشته باشی
تا دستانش را در دستانت بگذاری و تمام شهر را قدم بزنی
کسی که در کنارش زمان و مکان را از یاد ببری
جمعه ها به تنهایی تمامت می کنند اما تمامی ندارند. . . جمعتون خالی از تنهایی…یاحق
شاید آن جمعه بیاید شاید…:=))
#leilabolukat

سلام رسم رفتن هميشه من به مشهد مقدس بعد

سلام
رسم رفتن هميشه من به مشهد مقدس بعد

 سلام
رسم رفتن هميشه من به مشهد مقدس  بعد
سلام
رسم رفتن هميشه من به مشهد مقدس بعد

سلام
رسم رفتن هميشه من به مشهد مقدس بعد از زيارت امام رضا سر زدن به توانبخشي شهيد فياض بخشه ،ولي اينبار با دختري جديد مواجه شدم كه خيلي غصه خوردم چون مدام ميگفت مامانمو ميخوام مامان خودم 😔
‍ خلاصه گزارش وضعیت هانیه حسینی
درمورخه 29 شهریور95 دختر بچه ای به نام هانیه حسینی 9ساله بلاصاحب پس از طی مراحل قانونی و هماهنگی بهزیستی مشهد جهت نگهداری واقدامات توانبخشی به آسایشگاه معلولین شهید فیاض بخش مشهد معرفی گردید.
معلولیت وی جسمی حرکتی شدید اندامهای فوقانی و تحتانی. با ویلچر قادر به حرکت است . به سختی قادر به تکلم است. نگران خانواده اش می باشد.
رنگ پوست گندم گون مایل به سبزه، رنگ مو قهوه ای، رنگ چشم عسلی ،موهای صاف و بلند و لهجه تهرانی دارد.
نام پدر: جواد حسینی، نام مادر: فاطمه و خانه دار وخیاطی می کند، نام برادر: حسین ، نام خواهر: معصومه
او می گوید: همراه با مادر به مشهد آمده و در حرم امام رضا رهاشده یا گم شده است…
در هنگام پیداشدن شلوار لی، بلوز گلدار سفید و کفش صورتی داشته است.

با اطلاع رسانی درست، ما را در پیدا کردن والدین هانیه یاری کنید و سهمی در شاد کردن هانیه عزیز و نازنین داشته باشید.
#ليلا_بلوكات #مشهد_مقدس 🌻🌷🌻🌷 زندگی را با مهربانی زندگی کن
@fayyazbakhshmashhad