دست بر زخم کهنه‌ام نگذار، دردها بی‌درنگ

دست بر زخم کهنه‌ام نگذار، دردها بی‌درنگ

 دست بر زخم کهنه‌ام نگذار، دردها بی‌درنگ
دست بر زخم کهنه‌ام نگذار، دردها بی‌درنگ

دست بر زخم کهنه‌ام نگذار، دردها بی‌درنگ می‌آید
از زمانی که آمدم دنیا همه جا بوی جنگ می‌آید

روی قالیچه‌های قرمز شهر، وقت اکران بمب و رگباران
فصل مرموز التهاب و هراس، باز با پای لنگ می‌آید

هیلا صدیقی