Repost chiznawebsite مصاحبه وایبری من

Repost chiznawebsite
مصاحبه وایبری من

  Repost  chiznawebsite 
مصاحبه وایبری من
Repost chiznawebsite
مصاحبه وایبری من

#Repost @chiznawebsite
مصاحبه وایبری من با بزرگمهر رادر چیزنا بخوانید
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ادامه پست قبل:

من: دخترت اگه بخواد بازيگر بشه به چه روشي منصرفش مي كني؟
مهناز: همه ي خودمو، خاطراتمو، فيلمهامو براش ميزارم، بعد چند تا پيجم بهش نشون ميدم و كلا منصرف ميشه😀😀😀
من: پس قبول داري كار بيچاره كننده ايه؟
مهناز: خيلي…نبودا، ولي شد
من: تغيرات هورموني بدنت رو مخت نيست؟
مهناز: بيشتر ازمخم رو عضلاتمه كه قفل شده
من: اولين بار كه فهميدي حامله اي مبل اين سريالا حالت تهوع شدي؟
مهناز: هاهاهااااا! اتفاقا يك كاري بودم، اونجا گفتم چه الكي هممون تو فيلما اون مدلي باز باز راه ميرفتيم و دستمونو ميذاشتيم رو كمر ، اصلا اينجوري نبود كه:))) ولي گريه كردم
من: دختر داشتن تو ايران سخته… دختر بودن هم سخت تر. قبول داري؟
مهناز: خب… راستش خيلي سخته اما به سختيش مي ارزه
من: ايده آل ترين آينده اي كه براي دخترت تو ايران تصور مي كني چيه؟
مهناز: راستش دنيايي زيباتر، مهربانتر و انسانتر از امروز
من: دخترت اگه بخواد دوست پسر داشته باشه چي كار مي كني؟
مهناز: اوووووم… سخته. راستش نمي دونم دروغ چرا
من: به خاطر عرف جامعه جواب نمي دي يا خودت ممكنه حس خاصي داشته باشي؟
مهناز: عرف جامعه خيلي بازدارنده من نبوده هيچوقت. به خاطر حس خودم ، ترس، نگراني… وابستگي
من: اگه به روز بياد و بگه من مي خوام با فلاني ازدواج بكنم و نظر تو هم براش مهم نباشه چي كار ميكني؟
مهناز: اگر قانع بشم قبول مي كنم، ولي باز بستگي به اون لحظه داره. شايد چون ازدواج من و ياسين هم تصميم دو نفر ما بوده فقط، بتونم دركش كنم
من: راستي شير دادن يه مادر چه حسي داره؟
مهناز: خيلي حس خوبيه
من: مادر شدنت مبارك…ممنون كه اينهمه كول و راحت بوديi