سالِ ۹۵ جانِ عزیزت برو رو به پایانی، تمام

سالِ ۹۵ جانِ عزیزت برو
رو به پایانی،
تمام

 سالِ ۹۵ جانِ عزیزت برو 
رو به پایانی،
تمام
سالِ ۹۵ جانِ عزیزت برو
رو به پایانی،
تمام

سالِ ۹۵ جانِ عزیزت برو
رو به پایانی،
تمام شدنت مبارک!
فصلهايت اصلا خوب نبود خبرهایش؛
یک روز خبرِ فوت محبوب های کشور به گوش میرسید،
و روز دیگر آوار شدنه سقف های گوناگون…و هر روز شنيدن خبرهاي ناگوار…
و یک روز خبرِ رفتنه “او”…البته این برای من صدق میکند و آنهایی که “او”هایشان رفته اند… در این یک سال،
صبوری یاد گرفته ام …
فهمیدم نباید از سرنوشتی که برایمان ساختند پیروی کنم،
خودم سرنوشتم را بسازم!
فهمیدم مادر و پدر تنها آدم های باارزشِ تکرار نشدنی زندگی هستند!
امسال خیلی از اطرافیان و غریبه های هم نوعم را خوشحال کردم!
امسال درونِ تو فهمیدم خدایی دارم که با حرف های بنده هایش فرق دارد و حواسش به من است…
اما!یک سوال!
۹۵ جان،،، تو کمرت درد نمیگیرد،
این همه آرزوی براورده نشده ب دوش میکشی و داری میروی!؟
حداقل به سالِ بعد بگو ما چشم انتظار برآورده شدن آرزوهایمان هستیم…
اميدوارم سال ٩٦ تمام عزيزانم به خواسته هاي قلبيشون برسن …. يا حق
#ليلا_بلوكات