در اقدامی قابل تأمل گروه تئاتر «بازی» از

در اقدامی قابل تأمل
گروه تئاتر «بازی» از

 در اقدامی قابل تأمل 
گروه تئاتر «بازی» از
در اقدامی قابل تأمل
گروه تئاتر «بازی» از

در اقدامی قابل تأمل
گروه تئاتر «بازی» از درختان حمایت می کند/ حذف اقلام تبلیغات کاغذی

گروه تئاتر «بازی» با دغدغه ای محیط زیستی و به منظور حمایت از درختان، با راه اندازی کمپین «درختان را قطع نکنیم»، اقلام تبلیغات کاغذی نمایش «دیابولیک: رومئو و ژولیت» را حذف کرد.

به گزارش مشاور رسانه ای نمایش «دیابولیک: رومئو و ژولیت»، طبق گزارش های منتشر شده از سوی منابع رسمی برای تولید یک تن کاغذ باید 24 درخت نسبتا تنومند قطع شود و همچنین به حدود 60 مترمکعب آب نیز نیاز است. در ایران سالانه به 2 میلیون تن کاغذ نیاز است که 1.7 میلیون تن آن تولید داخل است. از این رو بالغ بر 15 میلیون درخت به صورت سالانه در ایران قطع می شود.

ما بدون توجه به شرایط موجود و قطع بی رویه درختان، در طول روز و در اکثر موارد استفاده بی رویه ای از کاغذ داریم. در عرصه تئاتر نیز که یک فعالیت هنری و فرهنگساز است، به این نکته مهم کمتر توجه داریم که سالانه مقدار زیادی پوستر و بروشور به منظور تبلیغ آثاری که به صحنه می روند منتشر می شود؛ اقلامی تبلیغاتی که بخش اعظم آن ها بلااستفاده رها می شوند.

گروه تئاتر «بازی» به سرپرستی آتیلا پسیانی در آستانه اجرای نمایش «دیابولیک: رومئو و ژولیت»، برای همراهی با افرادی که دغدغه حفظ درختان و محیط زیستی سالم دارند، دراقدامی قابل تأمل کمپین «درختان را قطع نکنیم» را راه اندازی کرده است تا توجه هنرمندان، مخاطبان و علاقه مندان به تئاتر را به این نکته مهم جلب کند که تئاتر نیز می تواند به سهم خود از قطع درختان و مصرف بی رویه کاغذ جلوگیری کند.

این گروه تئاتری به منظور حمایت از درختان تمامی اقلام تبلیغات کاغذی نمایش «دیابولیک: رومئو و ژولیت» اعم از پوستر و بروشور را حذف کرده است تا درعرصه هنر نیز در راستای جلوگیری از مصرف بی رویه کاغذ، گامی برداشته شود.

حمایت مخاطبان و علاقه مندان به تئاتر از اینگونه اقدامات می تواند باعث شکل گیری جریانی مستمر و تأثیرگذار در زمینه حفظ و مراقبت از محیط زیست و درختان به عنوان سرمایه های طبیعی زندگی مان باشد.

نمایش «دیابولیک: رومئو و ژولیت» از 15 فروردین در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به صحنه می رود.

انسانیت زنده است آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و

انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و

 انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و
انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و

انسانیت زنده است

آذرماه سال ۱۳۹۲ بود و مشغول خواندن اخبار بودم که متوجه شدم کودکی به نام مایلز اسکات که مبتلا به سرطان است، آرزو داشته بتمن باشد و تمام مسئولان و مردم شهر گاتهام(زادگاه بتمن) [لازم به توضیح است شهر گاتهام در این ماجرا برای مایلز اسکات بازسازی شده نه اینکه چنین شهری وجود داشته باشد] دست به دست هم دادند تا او به آرزوی خود برسد. تحت تاثير قرار گرفتم و دوست داشتم اخبار آن را دنبال کنم که متوجه شدم بر روی هشتگ خاصی مردم دنیا از مایلز اسکات حمایت می‌کنند و او را بتمن می‌دانند. من هم توییتر خود را باز کردم و یک توییت کردم
⁦#batkid Please help me!
You are my hero!
که البته مورد توجه مردمانی از کشورهای مختلف قرار گرفت

آن روز گذشت و من با خود به این موضوع فکر می‌کردم که پس آرزوهای کودکان ایرانی چه می‌شود؟ چه کسی آن‌ها را برآورده می‌کند؟
تا اینکه …. کمی پیش‌تر لابه‌لای اخبار خواندم که با همکاری یک انجمن خیریه و نیروی انتظامی اهواز یک کودک ۱۲ساله مبتلا به سرطان به نام عباس عبدالله‌زاده که آرزو داشته پلیس شود به آرزوی خود رسیده است.
عجب خبر خوبی! ما به این اخبار خوب نیاز داریم، ما به حال خوبی که متاثر از شنیدن و خواندن و دیدن این اخبار است نیاز داریم

بیاییم با هم تا آنجا که می‌توانیم و امکان‌پذیر است آرزوهای یکدیگر را برآورده کنیم و آن‌ها را منتشر کنیم.

نترسید که شما را متهم به ریاکاری و شوآف می‌کنند بلکه خوشحال باشید که باعث انتشار عشق هستید

بیاییم هرکدام از ما یک آرزو، آری فقط یک آرزو برآورده کنیم.