ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ

ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ

  
ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ

ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ

.
ميگن توي شهر يه چشمي ها همه يا چشم چپ داشتند يا چشم راست،يه چشم همه نابينا بود اونايي كه چشم راست داشتند سمت راست شهر زندگي ميكردند و اونايي كه چشم چپ داشتند سمت چپ شهر،،چپيا و راستيا مدام با هم در جنگ بودند ،سرهمه چي ،حتي سر هيچي يه روز دعوا انقدر بالا گرفت كه با سنگ افتادند به جون هم باراني از سنگ از چپ به راست واز راست به چپ باريد انقدر زياد شد كه خورد به چشمهاي سالمشون و اهالي هر دو طرف به كل كور شدند و همه نابود،،
بياييد همديگه رو كور نكنيم ما كه دو چشم سالم نداريم حداقل يه لامپي كنار هم ادامه بديم.
ممنون و خداحافظ
فدايي دارين
نقي يه لامپي

دوران آرامش دوران صلح با خود و جهان همسايه

دوران آرامش دوران صلح با خود و جهان

همسايه

 دوران آرامش دوران صلح با خود و جهان

همسايه
دوران آرامش دوران صلح با خود و جهان

همسايه

دوران آرامش دوران صلح با خود و جهان

همسايه وقتى من را همبازى فرزندش مى‌ديد لبخندى ميزد و جمله او و مادرم اين بود: خودتونو خاكى نكنين مواظب هم باشين. دوران بدى‌ها را نفهميدن
دوران خنديدن از ته دل بدون درد و گاهى غصه كه فقط اشكى بود از گوشه چشم كه سبك ميكرد دلت را و همسايه ات غمگين ميشد از اشك تو … اما امروز روزگارى كه غم ديگران لبخند لبهايمان شد و بازى‌هاى كودكى با همسايه شد جنگ امروزمان
يادش بخير گذشته اى كه چقدر حسرت لحظه به لحظه اش روياى گذر عمر من شد
لبخند ميزنم شكر كه داشته ام ان روزگار را. كه اينروزها تلاش كنم غم و شادى همسايه ام را بفهمم حتى اگر سخت حتى اگر چشم و قلبم به زلالى گذشته ها نباشد.
تلاش براى انسان خوب بودن كمترين كاريست كه اينروزها ميشود كرد

بگذار بگویند مغرور است بگذار بگویند چشم

بگذار بگویند مغرور است
بگذار بگویند چشم

 بگذار بگویند مغرور است
بگذار بگویند چشم
بگذار بگویند مغرور است
بگذار بگویند چشم

بگذار بگویند مغرور است
بگذار بگویند چشم به نگاهِ هیچکس نمی دوزد !
اصلا بگذار هرکه هرچه می خواهد بگوید
تو که بیایی
خواهند دید
آن مغرور
تنها
ناز و نیازش را
خرجِ هر غریبه ای نمی کرده
بگذار ببینند عاشقی می کند
می خندد
در آغوش می گیرد
چشم می دوزد
اما
تنها به نگاهِ تو
بگذار هرکه هرچه می خواهد بگوید
تو که بیایی
دنیا
آن رویِ مرا خواهد دید
آن رویِ پنهانم را
آن رویِ
عاشقم را❤️. با خواهرزاده جان دل رادمان آقا #leilabolukat

بچـه که بودیم، وقتی چشم میذاشتیم، حتی اگه

بچـه که بودیم،
وقتی چشم میذاشتیم،
حتی اگه

 بچـه که بودیم،
وقتی چشم میذاشتیم،
حتی اگه
بچـه که بودیم،
وقتی چشم میذاشتیم،
حتی اگه

بچـه که بودیم،
وقتی چشم میذاشتیم،
حتی اگه تا صد هم می شمردیم،
دوست هامون رو پیدا می کردیم…
پشت دیواری!
توی کمدی!
زیر میزی یا پشت درختها!!
همین جا بود،
همین نزدیکی ها!
گاهی حتی صدای نفسهاشونو می شنیدیم…
اصلا قایم می شدند که پیدا بشن…
که پیدا بشن و ما از خوشحالی جیغ بکشیم!!
امروز چی؟!
همه چیز یه جور دیگه ست!
حتی بازیها!
یک لحظه چشم میذاریم،
یک عمر خیره می مونیم به جاهای خالی…
یهو گم می شه…
یه آدم!
گاهی حتی یک احسـاس!!
و بعضی وقتها یک معـرفت
#ليلا_بلوكات

سلام و درود هميشه به بانواني كه در جامعه

سلام و درود
هميشه به بانواني كه در جامعه

 سلام و درود 
هميشه به بانواني كه در جامعه
سلام و درود
هميشه به بانواني كه در جامعه

سلام و درود
هميشه به بانواني كه در جامعه فعال هستند و كار آفريني ميكنند و الگوي تلاش و كوشش هستند براي بانوان جامعه، افتخار ميكنم و چه بسيار ياد گرفتم از بانو و رفيق دوست داشتي شيرين مقدم كه از يك سالن ٤٠ متري رسيدند به هشت سالن بزرگ و مجهز در سطح كشور،اين پشتكار ستودني است، قطعا خداوند به دل بزرگت نگاه ويژه داشته، اعتقادات و دست خير داشتنت، از چشم پروردگار دور نمونده. خداوند از چشم بد حفظت كنه ، اميدوارم مانا باشي و پايدار بانو شيرين جان 🙏
پ.ن:افتتاحيه شعبه ششم از سري سالنهاي شيرين مقدم در رشت
#ليلا_بلوكات #شيرين_مقدم #رشت #افتتاحيه