‍ برای لوون هفتوان تو که نیامده رفتی پسر

‍ برای لوون هفتوان

تو که نیامده رفتی پسر

 ‍ برای لوون هفتوان

تو که نیامده رفتی پسر
‍ برای لوون هفتوان

تو که نیامده رفتی پسر

‍ برای لوون هفتوان

تو که نیامده رفتی پسر!
✍حمید رستمی
سه روز پیش بود که به اتفاق مجید برزگر کارگردان فیلم سینمایی پرویز مهمان علاقمندان اردبیلی شدند و در یک چهارشنبه بهاری- که از اسفند اردبیل بعید بود- هم نفس با تماشاگران فیلم “پرویز” را به تماشا نشستند . فیلمی که درصد زیادی از موفقیت فیلم بر روی شانه های تپل “لوون هفتوان” بنا شده و به شایستگی توانسته بود با حضور پر قدرت خود سطح کیفی فیلم را تا حد زیادی ارتقا بخشد تا جایی که تصور فیلم “پرویز” بدون شخص ” لوون” غیر ممکن است و این شیره جان و روح لوون بود که در پرویز ریخته شده و آن را شکل داده و قابل باور و ملموس کرده بود.
نمایش اضمحلال شخصیتی تدریجی پرویز کار بسیار سخت و پیچیده یی بود که لوون از آزمونش با موفقیت بیرون آمده بود ولی فروتنانه در جواب پرسشم که برای در آوردن این نقش پیچیده چه تلاشهایی کردی لبخندی نثارم کرده و گفت کار خاصی نکردم. و این جمله را جوری گفت که انگار واقعا کاری نکرده در حالی که کارشناسان بازیگری با او هم عقیده نبودند و یکدستی و حجم بالای حضورش -تقریبا در تمام صحنه های فیلم حضور دارد- و همچنین بازی زیر پوستی و فاقد نشانه های نمایشگرانه و خونسردی خاص و در برخی موارد حتی کلافه کننده اش نمی تواند به این راحتی در آمده باشد!
همان روز از برزگر پرسیدم که اول لوون بود یا پرویز؟ اعتقادم بر این بود که برزگر با دیدن فیزیک و روحیات لوون این نقش را برایش نوشته و به روی پرده برده که چنین در قالب استاندارد نقش فرو رفته و هیچ اضافاتی ندارد. اما با کمال تعجب گفت که از ابتدا پرویز بود و بعدها لوون به گروه اضافه شد و مدتها با خودم کلنجار رفتم که آیا می تواند آن اتفاق خاص بیفتد یا نه؟ که بالاخره آن اتفاق افتاد و باز این لوون بود با خشوع خاصی لبخند بزند و تمام محاسن فیلم را به پای کارگردان بنویسد و بگوید من فقط کارهایی که ازم خواست انجام دادم.
زندگی پر پیچ و تاب “لوون” تازه در مسیری سر راست افتاده بود و کسی که ۱۹ سال تمام بدلیل گم کردن گذرنامه اش در ارمنستان گیر افتاده بود و بالاخره بعد از تلاشهای بسیار و تحمل مشقت های بی شمار هشت سال پیش به وطن برگشته و ستاره اقبالش در آغاز درخشش بود خیلی زود به پایان خط رسید تا طعم شهرت و موفقیت و رسیدن به آرزو های دور و دراز خیلی زود در مذاقش گس شود.

بقیه در کامنت اول
#لوون_هفتوان
#فیلم_پرویز
#مجید_برزگر
#گروه_سینمایی_هنر_و_تجربه
#سینمای_ایران

بنده از طرف یکی از رفقای اینستاگرام، مسعود

بنده از طرف یکی از رفقای اینستاگرام، مسعود

 بنده از طرف یکی از رفقای اینستاگرام، مسعود
بنده از طرف یکی از رفقای اینستاگرام، مسعود

بنده از طرف یکی از رفقای اینستاگرام، مسعود عزیز،به چالش سطل عکس سیاه سفید و این جور حرفا دعوت شدم..خیلی در جریان نیستم، الان باید کسی رو به چالش دعوت کنم؟ شام دعوت کنم بیاد خونمون؟ نذری بدم؟ چیکار کنم؟نمیدونم.
بنده از همین تریبون استفاده میکنم و کلیه شیعیان امت اسلامی شهید پرور عاشورایی رو به این چالش دعوت میکنم تا عکس ناهار و شامتونو به صورت سیاه سفید بزارید..
عرض دیگه ای ندارم.موفق و‌موید باشید
#چالش #عکس #عکاسی #دوربین #پول #لاکچری #لاو #ثيمات #فان #فانتزی #عاشقانه #خنده #خندوانه #حیوان #شادی #سگ #بوس #ایران #استقلال #تصويري #منشی #پرسپولیس #پول #دربی #درآمد #کار #کلیپ #گل

دوستان عزیز ما چند وقت پیش با اقای هادی

دوستان عزیز ما چند وقت پیش با اقای هادی

 دوستان عزیز ما چند وقت پیش  با اقای هادی
دوستان عزیز ما چند وقت پیش با اقای هادی

دوستان عزیز ما چند وقت پیش با اقای هادی باوندیان اشنا شدیم ایشون کارگر 30 ساله مشهدی هستند که در اثر برق گرفتگی در محل کار جفت دستها و پاهای خود را از دست داده اند وچون بیمه نبودند برای تامین هزینه درمان تا اکنون مبلغ قابل توجهی مقروض شده اند تا کنون 19 بار عمل شده اند و هنوز یک عمل دیگر در پیش دارند و تنها ;هزینه های زندگی ایشون از طریق یارانه میگذرد.ایشان صاحب دو فرزند به نامهای امیر علی و امیر حسین هستند که هر دو خردسالند. همسر ایشون هم به دلیل رسیدگی شبانه روزی به ایشان و فرزندان به هیچ عنوان نمی تواند لحظه ایی خانواده را به حال خود رها کند و مشغول به کار گردند. اقا هادی به علت شرایط بد جسمانی حتی برای ساده ترین کارها ( غذا , اب, حمام, دستشویی,…) به دیگران وابسته اند. طی دیداری که حضورا با هادی وخانوادش داشتیم به شدت نیازمند کمک هستند چه کمکهای نقدی و چه غیر نقدی. از شما دوستان عزیز خواهش میکنم خیلی راحت از کنار مشکلات دیگران نگذرید از هر طریقی که می توانید به این خانواده کمک کنید و لطف خود را از انها دریغ نکنید حتی یه مبلغ ناچیز ویا تامین هزینه های روزمره ازجمله مواد غذایی, لباس کودک و… شاید بتواند باری را از دوششان بردارد 
شما دوستان هم میتونیداز طریق ارتباط مستقیم با این خانواده در ارتباط باشید و کمک های نقدی و غید نقدی خود را به دست ایشون برسونید سپاسگزارم يا حق…
شماره تماس باوندیان:09156587369
شماره حساب: 6037691085029502 بانک صادرات بنام هادی باوندیان. پ.ن:اين پست با اجازه از خودشون گذاشته شد براي اون دسته از دوستاني كه دنبال سوژه هستند تا به هر قيمتي كم لطفي كنند ….بياييد با هم مهربان باشيم ❤️ #ليلابلوكات #محبت#نيكي#مهرباني#عشق

یک زنی توی من هست که مدام میگوید برو، همه

یک زنی توی من هست که مدام میگوید برو، همه

 یک زنی توی من هست که مدام میگوید برو، همه
یک زنی توی من هست که مدام میگوید برو، همه

یک زنی توی من هست که مدام میگوید برو، همه ی زندگی من را به رفتن تشویق کرده است. همه ی زندگی پابه پایش رفتم. آسمان ها و شهر ها را پشت سر گذاشتم و رفتم. از این کار به آن کار. زنی که سندرم پاهای بی قرار دارد و معتقد است کفش های خوب آدم را جاهای خوب می برند. شاید هم نبرند، دست کم بهتر از ماندن و و درخت شدن است. زن دیگری هست توی وجودم که میگوید بمان. درخت باش! بی برگ، بی پرنده، تنها، تنهااا اما بمان. ولی من رفتم. من با زن اولی رفتم. تمام وجودم بغض شد، گریه شدم ولی رفتم. زن دوم حالا دوزانو نشسته توی وجودم و همینطور که چای بعدازظهرش را توی فنجان گل درشت هورت میکشد، خسته است. از این همه رفتن و رفتن و دوباره رفتن خسته است. من همیشه ترسیده ام. پشت هر رفتنم ترس بوده. پشت هر پا تکان دادن از سر بیقراری. ترس گم شدن. ترس از دست دادن داشته هام. ترس از اینکه باید کنار کسی/چیزی می بودم و نبوده باشم.
#ليلا_بلوكات